نظام الدين شامى

20

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

اثنا اسپ امير حسين به روى درآمد و او پياده شد دلشاد آغا خاتون امير حسين پياده گشت و اسپ خود را به دو داد و امير صاحب‌قران چندان محافظت كرد كه او سوار شد و يكى در پى مىآمد امير صاحب‌قران تيرى بر روى او زد و او را بينداخت پس روى در بيابان نهادند و از ان هفت مرد دو خراسانى بود و يكى چغتايى آن چهار ديگر كه ماوراء النهرى بودند اسپان ايشانرا گرفته گريختند و امير حسين و امير صاحب‌قران پياده ماندند التجا به حضرت ذو الجلال كردند امير صاحب‌قران با اولجاى تركان آغا كه حرم محترم امير صاحب‌قران و خواهر امير حسين بود از چول بيرون آمدند و بجوى فى رسيدند تركمانان سر راه ايشان گرفتند اولجاى تركان آغا را در چاهى پنهان كرد تا دشمن از حال او واقف نشود و شمشير كشيده متوجّه جنگ تركمانان شد ناگاه حاجى محمّد نامى كه دوست قديم او بود دران ميانه او را بشناخت تركمانانرا از جنگ او منع كرد و اسپ كشيده او را سوار گردانيد تركمانان آن شب او را بازگرفتند چون روز شد و امير صاحب‌قران خسّت طبع ايشان مىدانست دو تومغا و يك لعل بديشان بخشيد و از دست ايشان خلاص يافت و حاجى محمّد مذكور سه اسپ با ما يحتاج مهيّا كرد و قچرچئ كه نامش سارى قولانچى بود تعيين كرده او را روانه گردانيد و مقرّر كرد كه او را بامير حسين رساند چون به خدمت امير حسين رسيد اسپانى كه داشت پيش‌كش كرد و او را سوار كرده بمحمودى رسيدند دران موضع آب نبود از چاه آب كشيدند و دوازده روز آنجا منزل ساختند ذكر گرفتن امير على بيك امير حسين و امير صاحب‌قرانرا و حبس كردن ايشان در ماخان چون حال امير حسين و امير صاحب‌قران بدين مرتبه رسيد على بيك جاونى قربانى ازين معنى واقف شد شصت نفر مرد مسلّح معيّن كرد تا بريشان تاختند و ايشانرا قيد كرده بولايت ماخان بردند و در موضعى موحش و مقامى ناخوش حبس كردند محمّد بيك برادر بزرگ على بيك بود كس فرستاد و برادر را نصيحت كرد و برين فعل ناشايست ملامت نمود و مبالغت كرد تا دست ازيشان بازدارد و از خاصّهء خود تحفها